تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
سپهر
نوشته هاي گاه به گاه من
سه شنبه هشتم اسفند 1385
سرو راست قامت راه آزادی

freethoughts.org/archives/babak/batebi-thumb.jpg

۸سال از حادثه كوي دانشگاه آن جنايت فجيع دژخيمان مي گذرد.و اينك از آن جمع بسيار جانيان و قربانيان فاجعه كوي،احمد باطبي همچنان بندي اول است.

اين روزها اما آن آزاده پاي در زنجير،با مرگ دسته و پنجه نرم مي كند و احتضار ناشي از بيماري و درد جانكاه غربت زندان جانش را ملول كرده و حالش را نزار .

تامل در حال امروز احمد باطبي توجه آدمي را به پستوي نهان ذهن مستبدان رهنمون مي شود و واقعيات دردناك پس پرده اين ديو آدمخار را آشكارتر ميسازد.

امروز با تفكر در حال احمد باطبي اولين نمايي كه آدمي را به خود فرا مي خواند توجه به لجام گسيختگي قدرت و خشونت آن است كه در يك سرزمين گرفتار نفرين ديرپاي ديوان و ددان خصم كردار است و بازگشاي شناخت راه ورسمي در پيش روي انسان است كه به خط« سياست كثيف» نامبردار است.در سياست كثيف است كه گرفتن ،به بند كشيدن،شكنجه كردن وآنگاه كشتن هر انساني كه ندايي نا همخان و آواري نا همساز با اميال و منويات صاحبان قدرت سر دهد رواست و مصلحت.

توجه انسان را به سختي تبرپولادين استبداد كه چه با شقاوت ريشه صدها نهال نوخاسته آزاد و سر در سوداي آزادي را به تيغ كين جوانمرگ ساخته است.امان از ولع سيري ناپذيرش .اگرچه اينك ديگر شدت و حدت دوران پيشين را ندارد و اين را همه مي دانند حتي خود تبر بدستان.

ديگر اميدي نيست به اين راه چرا كه خودشان هم مي دانند اين راه آزموده اعصار متعدد اين سرزمين است.اين ديار به خود ديده است كه خصم آزادي و دشمن حق طلبي چه بسيار آزاديخواهاني را كه به جرم سر دادن نداي رادمنشي شمع آجين كرده و بر سر دار بردند.اما از آن همه اينك چه حاصل جز طعن و لعن و نفرين براي نامردمان بدكيش.

احمد باطبي فرزند پاك نژاد نسل وارستگان واز خودگذشتگان راه آزادي است كه امروز به جفاي كين خواهي و ستم نامادري استبداد و رذالت گرفتار آمده است.

سرزمين ما ايران صدها و بلكه هزاران سال است كه ناظر بي همت خفه شدن صداي به حق ،حق طلبي فرزندانش در گلو است خصوصا در يكصد سال اخير ،كه خواستاران وصال شاهد آزادي و موهبت تعيين سرنوشت نامحتوم به دست پاسداران استبداد كهن فوج فوج روانه قربانگاه آزادگي مي گردند نام هاي عشقي،فرخي،اكبر محمدي ،احمد باطبي و......شاهد بر مدعايند.

 احمد باطبي امروز يك نماد است.نماد مقاومت يك نسل است،سرو راست قامتي كه سر در تمناي آزادي آزادگي را معنا بخشيد ونشان داد كه او چه دردناك ارزش آزادي و شيرين آزادي محتوم را بر كامش مي چشد و او نشان داد هنوز اميد زنده است.

آنچه امروز به يقين سرسوزني ترديد در آن روا نتوان داشت جلا و درخشش اصالت و ناب بودن آرمان ها و خواست هاي احمد باطبي است كه امروز در رخسار شكسته و خسته اش تلالو صد چندان يافته استتلالو آرمان هايي كه اصلند و اصيل.

و في الكلام احمد باطبي امروز آينه عبرت است،عبرت براي روزگاري كه دور نيستروزگاري كه مام ميهن ما بازگشت فرزند غريبش آزادي را به آغوش گرم پذيرا گردد.و آيندگاني كه بايد بدانند كه چه شكنجه هاي ددمنشانه اي را به جان خريدند باطبي ها ،و چه زجرها،ناملايمتي ها و غم هايي جان وجود باطبي هاي عصر ما را آزرد و پريشان ساختتا آزادي به دست آمدايندگاني كه بايد بدانند چه متاع گرانبهايي است آزادي و دموكراسي.

در نهايت،انتظار از همه دمستداران آزادي و آبادي اين وطن آن است كه ساكت منشينندوفراموش نكنند پاسداشت آرمان ها ،ارزشها و اميد هايي  را كه باطبي در راه آنها در بند است واز انجام كاري كه ميتوانند در اين راه دريغ نكنند و سرود آزاديخواهي را همصدا با احمد باطبي رسا بخوانند.

چرا كه باطبي نماد آرمان هاي يك عصر و فراتر از آن يك نسل است

+ نوشته شده در 12:59 توسط احمد آدینه وند.
شنبه چهارم آذر 1385
باز هم دانشجو قربانی شد
  • طی روز های گذشته خبر قتل توحید غفارزاده دانشجوی دانشگاه ازاد واحد سبزوار هنگام صحبت با همسرش توسط فردی منسوب به یگان شبه نظامی مستقر  در دانشگاه به بهانه امر به معروف و نهی ازمنکر یکباردیگر یاداور فاجعه افرینی جماعتی است که سالهاست سلب امنیت جامعه ودریدن پرده های زندگی خصوصی مردم را رسالت انقلابی خود یافته اند.

اکنون دیر زمانی است که این افراد غیر مسئول یله شده در جامعه بحران زده ایران گاه و بیگاه و هر بار به بهانه ای شمشیر تعرض و تجاوز را به زندگی و ارامش ملت از رو بسته اند و پس از مدتها که اولویت را در اغتشاش به میتینگ های سیاسی گروههای دگر اندیش داده بودند در ظل حاکمیت یکدست این وظیفه را به برادران دولتمردشان واگذاشته و خود به رویکرد خشونت در دانشگاه که وظیفه و فلسفه وجودیشان است رجعت کرده اند.

قتل توحید غفارزاده متواند بار دیگر ناقوس شوم بازگشت پیام اوران مرگ را به دانشگاهها در اذهان زنده سازد خصوصا که این روزها در نبود نهادهای مدنی در دانشگاهها از در و دیوار این نهاد وحشت وفشار است که می بارد . دور  نیست که همین امروز و فردا همقطاران جناب جانی با اتکال به کلاه شرعی دیگری او را متکلف به وظیفه شرعی جلوه داده و از کمترین مجازات برهانند و ................

به هر حال چه میشود کرد؟جز تاسف به حال و روز جامعه ای که مدعی ۲۵۰۰سال تمدن است .و ارزوی فرا رسیدن روزی که قوام مدنیت ریشه بربریت این قوم را بخشکاند.

+ نوشته شده در 16:2 توسط احمد آدینه وند.
سه شنبه هجدهم بهمن 1384
رفتار خردمندانه :شرط خروج از بن بست

عاقبت پس از بیش از دو سال ونیم مذاکره توام با کشمکش میان ایران وتروئیکای اروپاروز گذشته پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل متحد گزارش شد هر چند مقرر گردید که این شورا تا گزارش تکمیلی ماه مارس دبیر کل اژانس بین المللی انرژی اتمی از اخذ تصمیمات تنبیهی علیه ایران احتراز نماید.واقعیت ان است که امریکا در راستای استراتژی بلند مدت خود که همانا حاکمیت نظم مطلوب خود در منطقه خاورمیانه است و جلوه هائی از ان در طرح خاورمیانه بزرگ قابل مشاهده است بر ان است که چالش های پیشروی این کشور که موقعیت هژمون وتک قطبی انرا با مشکل مواجه نموده است از پیش رو بر دارد از این رو هم اکنون منطقه خاورمیانه در کانون سیاست خارجی ایالات متحده قرار گرفته است امریکا در پی تحقق اهداف خود علاوه بر توفیق در کسب حمایت گسترده جهانی .در صدد بهره بردن از تمام امکانات موجود از جمله پتانسیل سازمان های بین المللی بر امده است این سازمان ها که در واقع امر مبنائی جز اراده قدرت های بزرگ ندارند وزائیده نیاز این کشورها به توجیه وقانونی وحقوقی نمایاندن منویات واقدامات خود است به گونه ای که در تاریخ این گونه سازمان ها شاهد هستیم تنها زمانی که دول اعظم بر تاسیس وادامه حیات انها متفق بوده اند این امر محقق شده است که نمونه گویای ان تجربه جامعه ملل بود که بواسطه عدم همراهی وبی توجهی قدرت های بزرگ به اصول و اهداف ان مضمحل گردید و همین درس باعث شد که در تاسیس سازمان ملل متحد سران کشورهای بزرگ با استدلال بر عهده داشتن بار حفظ وتامین صلح وامنیت جامعه جهانی حق ویژه ای برای خود به نام حق وتو در نظر گیرند.با عنایت به این وضعیت احاله پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان نهادی که دارای قدرت اتخاذ تصمیمات گسترده و لازم الاجرا بر اساس اصل هفتم منشور مل متحد است.و مضافا امریکا به عنوان قدرتی هسته ای در ان دارای حق وتو است می تواند مساله حیاتی امنیت ملی کشور ما را با خطر مواجه است و عدم توجه شایسته به ان می تواند عواقب شدید و غیر قابل جبرانی برای کشور ما به همراه داشته باشد. بنا بر این سران کشور ما لازم است با درایت و تدبیر تمام از خارج شدن کنترل بازی و گسیختن افسار سیاست منطقه ای و جهانی پیرامون پرونده هسته ای از دستشان به طور جدی احتراز نمایند و با در پیش گرفتن سیاستی سخت مدبرانه و دور اندیشانه و دوری از احساسات گذرا به تامین امنیت ومنافع بلند مدت کشورمان بیندیشند وضمن خودداری از رویاروئی با جامعه جهانی در صدد اقناع انها برای بهره گیری از انرژی صلح امیز هسته ای بر ایند. پربیراهه نیست اگر بگوئیم دست اندر کاران دستگاه دیپلماسی کشورمان تا حدود بسیاری از اوضاع جهانی بی اطلاع هستند و بر همین اساس با محاسبات اشتباه و ناواقع گرائی و خوش بینی بدون مبنا عموما در اتخاذ تصمیمات واستراتژی ها و تاکتیک های معطوف به حل بحران هسته ای راه خطا پیموده اند . بحران هسته ای نیز مانند دو بحران پیشتر یعنی قضیه گروگان ها وجنگ هشت ساله قابل حل به نظر می رسد مشروط بر انکه مسئولان کشورمان با واقع بینی از تبدیل ان به موضوعی ایدئولوژیک و حیثیتی که جز ایجاد محدودیت در قدرت مانور در مذاکرات و چانه زنی ها و بده بستان ها که قانون سیاست بین الملل است حاصل دیگری برای ان متصور نیست خصوصا لازم است با پرهیز از تاخیر وتعلل وشعارزدگی از ابتلای این پرونده به سرنوشت نهضت ملی شدن صنعت نفت که فرجام ان دخا لت و سرکوب شدن خواست های مشروع ایرانیان از سوی قدرت های خارجی بود جدا خودداری گردد.و در نهایت بر خلاف برخی اظهار نظرات در محافل رسمی و غیر رسمی مبنی بر مترادف بودن ارجاع یا گزارش پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت با پایان دیپلماسی. باید گفت دیپلماسی همچنان تنها راه خروج از این بحران است. چه اینکه همانطور که مصطلح است پایان دیپلماسی اغاز جنگ وغرش صدای توپ هاست که این امر نه مطلوب ایران که خواست بازهای حاکم بر کاخ سفید است که اینک با همراه دیدن جامعه جهانی با خود در سودای جنگ با ایران به سر می برند.     

+ نوشته شده در 22:54 توسط احمد آدینه وند.
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
تحلیل به سبک دکتر شکوری راد

روز یکشنبه ۹بهمن ماه برای شرکت در جلسه ای که با عنوان((بررسی تجربه دانشجویی در ایران))در دفتر جبهه مشارکت قرار بود برگزار شود با وجود بارش شدید باران وبرودت هوا به امید کسب اطلاعاتی ارزشمند و مفید از تجربه جنبش دانشجویی ایران در محل دفتر جبهه مشارکت حاضر شدم ساعت ۱۵ /۴بود .اما برغم اعلام ساعت۳۰/ ۴دقیقه به عنوان زمان اغاز جلسه در رسانه ها جلسه با نیم ساعت تاخیر در ساعت ۵ بعد از ظهر در حضور جمعیتی که تعداد انها بزحمت از انگشتان دو دست عبور می کردوتعدادی از انها هم خبرنگاران تشکیل می دادند اغاز شد. همچنانکه از قبل اعلام شده بود موضوع جلسه بررسی تجربه جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۶۰ ومیهمان ان اقای دکتر شکوری راد از نمایندگان دور ششم مجلس والبته از اعضائ اسبق دفتر تحکیم وحدت بود. با سابقه ذهنی که از مواضع اخیر اقای دکتر شکوری راد در خصوص اتحادیه داشتم تقریبا مطمئن بودم امروز بحث تحکیم و احتمالا نقد عملکرد ان را از سوی میهمان برنامه شاهد خواهم بود. حدسم تنها زمان اندکی پس از سخنان دکتر شکوری راد رنگ واقعیت یافت  و ایشان پس از ذکر تاریخچه ای از وقایع دانشگاهها در دهه۶۰و جریانات دانشجویی وسیاسی در ان مقطع وضعیت چند سال اخیر تحکیم را پیش کشیدند ودر کمال شگفتی با لحنی سراسر تخریب وتخطئه بر این اتحادیه دانشجویی بنای تاختن گرفتند و فراتر از ان حتی فرجام نا خوش اصلاحات را متوجه عملکرد جنبش دانشجویی نمود چرا که به زعم وی حرکت ارام و ملایم دو سال اول دولت خاتمی را با حرکات افراطی خود که به تقویت رادیکالیسم در نزد جناح اقتدار گرا انجامید به انحراف کشاند. هرچند بخشی از مدعیات ایشان را در جلسه پاسخ گفتم اما مسایل دیگر را فرصت مجال نداد     که اکنون سعی می کنم تا انجا که برایم امکان دارد شمه ای از مباحث ان جلسه رادر ذیل                                                                                                                                                                                                                                                                                              


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 17:8 توسط احمد آدینه وند.
سه شنبه چهارم بهمن 1384
ما ودنیای مجازی

 انسان این حیوان ناطق بنا بر اقتضای ذاتش موجودی اجتماعی به شمار می ایدکه همواره و به طرق گوناگون در پی تعامل و ارتباط با همنوعان خود بوده است.و از رهگذر این ارتباطات انسان از عالم حیوانی وغرایز در گذشته و پای در استانه جامعه و اجتماعات مدنی گذاشت ونیز از دولت سر همین تعاملات و در سودای زیست بهتر بر مبنای فکر و اندیشه انسان به دستاوردهای فرهنگی وعلمی چشمگیری دست یافت اما مجراومسیر وصل نوع انسان به یکدیگر  پا به پای رشد و تکامل علمی جوامع بشری دگرگون شد. و در شرایطی که انسان اولیه از دود اتش برای رساندن پیام های خود بهره می برد. و در زمانی دیگر از کبوتران نامه بر گرفته تا چاپارخانه ها که شکل بدوی پست های همروزی بود تا خود پست وبعدها تلگراف و تلفن و......در خدمت ارتباط رسانی بشر درامدند .بعدها رادیو وتلویزیون این جعبه جادویی وسپس ماهواره ها ابعاد شگفت انگیزی به عصر ارتباطات بخشیدند و به اعتبار همین پیشرفت های شگرف بود که برخی از علمائ عصر جدید را بدرستی عصر ارتباطات  نیز نام نهاده اند. اما در این وادی یعنی ار تباطات نیز شاهنامه اخرش خوش بود وان زمانی بود که مغرب زمینیان به یاری قوه خلاقه و ابداع خویش به ایجاد شبکه اینترنت توفیق یافتند و انقلابی در عالم ارتباطات به وجود اوردند.از زاویه دیگر ما ایرانیان با قصه اینترنت یا چیزی شبیه ان اشنایی دیرینه داریم اما البته در اساطیرمان. انجا که خیال وپندار حکیم طوس جام جم را می افریند که به مدد ان جمشید بر تماشای  اقصی نقاط گیتی توانا می گردد .  و اینترنت  شاید تجسم و تجسد خیال و تصور حکیم طوس باشد.اینترنت را دنیایی گفته انداما نه در حقیقت که در مجاز. دنیایی که وسعتش به فراخی خلاقیت وخیال نوع بشر است وپر بیراهه نیست که ان اندیشمند غربی نظر به عظمت و گستردگی دنیای اینترنت انرا قاره هفتم نام نهاده است. اینترنت که امد ابتدا در انحصار عده ای خاص بود اما بتدریج که عمومی شد علاوه بر کاربردهای علمی وخبری استفاده های دیگری نیز یافت.اما در ایران ما در شرایطی که برای کار بران جوان قصه شب نشینی های صمیمانه و دور هم گرد امدنهای ظهر گاهان درقهوه خانه ها و بساط چای وقلیان و روایت داستان هاو حماسه های کهن پهلوانان و بازار گرم نقالان دیر گاهی است افسانه ای شده است.در عالم مجاز سایت ها .وبلاگ ها .چت و ایمیل و ....می روند جای انها را خوش پر کنند ئالقصه با این اوصاف ما هم تماشا وبیرون از گود ماندن بیش از این را طاقت نیاوردیم و بر ان سدیم تا به جمع شما اهالی دنیلی مجازی ملحق گردیم و در دی لوگی دو سویه هر ازچند گاهی از هر دری با نوشتهای و یادداشتی با شما سخن بگوییم و البته بیش از ان شنونده نظرات شما باشیم . و از این رو شما خوبان را به ضیافت (سپهر) دعوت می کنیم امید که پذیرا باشید.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           

+ نوشته شده در 11:6 توسط احمد آدینه وند.
پنجشنبه بیست و نهم دی 1384
اولین پست
سلام

من اومدم

+ نوشته شده در 20:25 توسط احمد آدینه وند.